فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

دخترم فاطمه

شن بازی

    چند روز پیش با فاطمه خانم رفته بودیم دیدن عمه جون البته چند تا بچه شیطون دیگه هم باهامون بودند . تا ما داشتیم سلام علیک می کردیم و احوال میپرسیدیم دیدیم ناپدید شدند . وقتی پیداشون کردیم خودتون ببینید چی شده :      ...
19 شهريور 1391

حمایت از مردم مسلمان میانمار

سلام خدمت دوستان گرامی، احتمالا برخی از شما پیش از این ایمیل، ایمیل دیگری از من دریافت کرده اید که در آن لینک یک کمپین اینترنتی که برای جمع آوری امضا برای حمایت از مردم مظلوم میانمار که در سایت   avaaz.org   راه اندازی کرده بودیم در اون بود. اینک متن این طومار رو با کمک پیشنهاد و کمک یکی از دوستان قدری ویرایش کرده ایم. با علاوه اینکه با تذکر دوستم متوجه شدم که یک طومار دیگر با تعداد امضای خیلی بیشتر در همین زمینه در سایت   avaaz.org   توسط دیگران راه اندازی شده بوده. به همین دلیل من لینک هر دو طومار رو می فرستم. اولی طومار پر امضاتر است و دومی طومار ما هست. البته هر کس دوست دارد می تواند هر کدام از اینها را ...
8 مرداد 1391

جشن

انروز من با مامانی و مامان جون رفتم جشن میلاد امام زمان . اول رفتم تو کلاس نقاشی و یک نقاشی خوشکل کشیدم . بعد هم دور تا دور سالن می دویدم .یکدفعه دیدم خاله زهرا با فائزه خانم و فاطمه خانم هم اومدن . خیلی خوشحال شدم و حسابی بازی کردیم ولی جشن زود تموم شد . موقع بیرون رفتن از سالن تو گوش هم گفتیم دستامون رو محکم به هم بدیم تا مامانامون نتونن مارو جدا کنن . کنار ماشین که رسیدیم مامانا هر کاری کردن نتونستند مارو سوار ماشین کنند و تصمیم گرفتن ببرن ما سه تا رو پارک . خیلی خوش گذشت . بعد هم با هم رفتیم رستوران .ما سیب زمینی سرخ کرده و ساندویچ خوردیم . آخرشم با گریه سوار ماشین شدیم . مامانامون میگفتند ساعت دوازده و نیمه و دیر شده ول...
22 تير 1391